❤خاطرات مرد کوچک❤

❤خاطرات مرد کوچک❤

دفتر یادداشتی برای محمدحسین عزیز بابا

                     

مهربان خداي خوب من

به خاطر آرامشي که ارزاني ام داشتي از تو ممنونم
به خاطر رفع همه دغدغه ها ؛ و امنيتم از تو ممنونم
به خاطر  جسم سالم و نشاط و شادابيم از تو ممنونم
به خاطر نيت پاک و قلب مهربانم از تو ممنونم
به خاطر آگاهي و دانائيم از تو ممنونم
به خاطر گذشت و بخششم از تو ممنونم

مهربان خداي خوب من
به خاطر اميدواري به لطف بي پايانت از تو ممنونم
به خاطر رزق و روزي حلال و فراوانم از تو ممنونم
به خاطر همنشيني با خوبانت از تو ممنونم
به خاطر خانواده خوبم از تو ممنونم
به خاطر توفيق بندگيم از تو ممنونم
به خاطر زندگي جديدم از تو ممنونم
به خاطر ميل به تحول و تولد دوباره ام از تو ممنونم
به خاطر وجود شکرگزار و سپاسگزارم از تو ممنونم

اي خالق دلسوز و مهربان
از تو براي همه آرامش الهي مي طلبم
براي همه سلامت و تندرستي مي طلبم
براي همه دلي شاد و قلبي مهربان مي طلبم
براي همه گشايش امور مي طلبم
براي همه توفيق هدايت الهي مي طلبم
و براي همه معنويت روزافزون مي طلبم

 

نوشته شده در 28 / 10 / 1393ساعت 11:33 بعد از ظهر توسط مامان محمدحسین


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 29 / 11 / 1395ساعت 11:28 بعد از ظهر توسط مامان محمدحسین |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 30 / 9 / 1395ساعت 10:27 قبل از ظهر توسط مامان محمدحسین |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 29 / 7 / 1395ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط مامان محمدحسین |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 20 / 5 / 1395ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط مامان محمدحسین |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 4 / 2 / 1395ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط مامان محمدحسین |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 24 / 1 / 1395ساعت 7:03 بعد از ظهر توسط مامان محمدحسین |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 27 / 9 / 1394ساعت 9:45 بعد از ظهر توسط مامان محمدحسین |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 13 / 7 / 1394ساعت 1:01 بعد از ظهر توسط مامان محمدحسین |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 12 / 7 / 1394ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط مامان محمدحسین |

اگه خدا بخواد ساعت 2.5 داریم میریم مشهد .... خیلی نگرانم ... آخه قراره با اتوبوس بریم و شما دفعه قبلی خیلی اذیت کردی .... امیدوارم پُست بعدی برات بنویسم که ایندفعه عالی بوده ....

نوشته شده در 30 / 6 / 1394ساعت 12:54 قبل از ظهر توسط مامان محمدحسین |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 13 صفحه بعد