محمدحسین جانم ،محمدحسین جانم ،، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره
زهرا خانمزهرا خانم، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

❤خاطرات مرد کوچک❤

اولین روز معلمی...

سلام پسرک مریضم... تا امروز یک هفته است که پسرم عفونت گرفته و درگیر بیماری شده. در این شرایط مامان مجبور شد اولین کلاس قرآن کودکان رو برگزار کنه. به امید خدا به زودی عکس بچه ها رو برات میذارم.
10 تير 1392

اتفاقات ناخوشایند...

سلام پسمل شیطون خودم که از دیوار راست بالا میره !!!!!!!!!!  از سفر مشهد تا حالا خیلی بابایی شدی ، همش میخوای باهاش بیرون بری و به مامان محل نمیدی !! دیروز هم باهاش رفتی سوار موتور بشی که موتور کج شد و شما با صورت به زمین افتادی . الهی مامان فدات بشه که سرت پر از خراش ریز شده ... تازه جمعه هم داشتی از راه پله ورودی بالا میرفتی که از دو تا پله به پایین افتادی ... عزیزم قربون اون گریه هات بره که با دیدن تاب فراموش کردی .... تازگی ها همه کلمه هایی رو که بلد بودی رو فراموش کردی و فقط الو و آب به یادت مونده. ...
12 خرداد 1392

روز پدر مبارک.......

کودکی ، موقع خواب سخت پاپیچ پدر بود و از او می پرسید : زندگی چیست ؟ پدرش از سر بی صبری گفت : زندگی یعنی عشق پسرک با سر پرشوری گفت : عشق را معنی کن ! پدرش داد جواب : بوسه ی گرم تو بر گونه ی من پسرک خنده برآورد ز شوق گونه های پدرش را بوسید زان سپس گفت : پدر … عشق اگر بوسه بود … بوسه هایم همه تقدیم تو باد !!! ...
9 خرداد 1392

تولد رنگین کمونی

بلاخره به خوبی و خوشی تموم شد آخه می دونی 1 ماه یا شایدم بیشتره که دنباله کارهای تولد شما پسر گلم بودم اونم با تم رنگین کمون البته به دلیل یه سری مسائل تو تاریخ 9 اردی بهشت برگزار شد.     ...
21 ارديبهشت 1392

تولد تولد تولدت مبارک....

سلام عسل مامان یکسالگیت مبارک الان کنار صندلی ایستادی و مرتب کلید ویندوز ص کلید رو می زنی و می خندی ، نمی ذاری برات تایپ کنم پسر شیطونم. عزیز دل بابا ، نفس بابا ، عشق بابا تولدت مبارک.     ...
4 ارديبهشت 1392